اشاره؛
در قرآن از «سنتهای الهی» سخن رفته؛ قوانین خللناپذیری که تحققشان مشروط به اقدام خود ماست و سیدالشهدای جمهوری اسلامی ایران، امام شهید نه به عنوان یک پیشگو، بلکه به عنوان قاعدهشناس این سنتها، از جمله قاعده «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم»، با اطمینان از پیروزی ایران اسلامی سخن میگفتند که این قاعده در تمام دوران جمهوری اسلامی ایران با شرط یاری رساندن به دین الهی پابرجاست.
خبرگزاری حوزه در همین راستا به گفتوگویی با حجت الاسلام مصطفی محسنی؛ استاد حوزه و کارشناس شبهات تاریخ اسلام (از کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی) پرداخته است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
بسم الله الرحمن الرحیم؛ در قرآن کریم تعبیری وجود دارد با عنوان «سنتهای الهی». این سنتهای الهی، طبق تعبیر خود قرآن، «خللناپذیر» و «اجتنابناپذیر» هستند و حتماً اتفاق میافتد.
برای نمونه شما میبینید که آب در صَد درجه سانتیگراد جوش میآید و در صفر درجه یخ میبندد. اینها اتفاقاتی هستند که در قرآن از آنها یاد شده و قطعاً این اتفاقات رخ خواهند داد.
برخی از این سنتهای الهی «مشروط» هستند؛ به این معنا که اگر مردم کاری را انجام دهند، آن اتفاق خواهد افتاد. مثلاً آیه «لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ» (اگر شکرگزاری کنید، بر شما میافزایم) یک سنت الهی است. شما اگر شکر خدا را به جا بیاورید، خدا آن را زیاد میکند. بنابراین ابتدا من باید قدمی بردارم و شکر خدا را به جا بیاورم، سپس خدا قدم بعدی را برمیدارد. یا در جای دیگر داریم: «وَ لَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ» (و اگر کفران کنید، همانا عذاب من سخت است). من یک قدم عقب برمیدارم که همان کفران نعمت است، خدا هم یک قدم عقب برمیدارد. اینها سنتهای الهی هستند.

گاهی برخی از اولیای الهی سخنانی در رابطه با آینده میفرمایند و ما تصور میکنیم که مثلاً پیشگویی میکنند یا از غیب خبر میدهند یا به جایی متصل هستند. حال آنکه برخی از این موارد قطعاً آن گونه است، اما برخی دیگر نه. کسانی که با آموزههای قرآنی آشنا هستند و تربیت قرآنی دارند، چون این تربیت را دارند، میدانند که اگر این اتفاق بیفتد، آن اتفاق دیگر گسترش پیدا میکند. مثل این است که اگر آب به صد درجه برسد، جوش میآید؛ این خودبهخود اتفاق میافتد. اگر فردی بگوید که این آب الان میخواهد به جوش بیاید یا چند دقیقهی دیگر به جوش میآید، این پیشگویی نیست، بلکه او این قاعده را میداند که آب در صد درجه به جوش خواهد آمد. برخی از افراد این قاعدهها را از آیات قرآنی به دست آوردهاند؛ تربیت قرآنی دارند و از آیات قرآنی برخی قاعدهها را استخراج کردهاند؛ مثلاً اینکه اگر ربا بخوری، مالت از بین میرود، یا اگر صدقه بدهی، مال برکت پیدا میکند. اینها سنتهای الهی هستند.
قاعدهی یاری خداوند در جنگ بدر
یکی از سنتهای الهی، «نصرت الهی» است. نصرت الهی این است که «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم» (اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند). این قاعده مشروط است: اگر شما دین خدا را یاری کردید و ثابتقدم ماندید، خدا کمکتان میکند. این ماجرا در جنگهای مختلف صدر اسلام اتفاق افتاده است. به جنگ بدر توجه کنید: اولین مقابلهی تقریباً همگانی و بزرگِ جبههی حق و جبههی باطل در عصر نبوی، جنگ بدر است. مردم بخش «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» را انجام دادند. هرچند طبق آیات سورهی انفال، کوتاهیهایی در ابتدا صورت گرفت، اما واقعاً در زمان جنگ، مسلمانان پا کار بودند. با اینکه تعداد مسلمانان (سیصد و سیزده نفر) یک سوم تعداد مشرکان بود، اما ثابتقدم ماندند. چون از همه چیز مایه گذاشتند، جانشان را کف دست گرفتند، مالشان را کف دست گرفتند، خدا هم پشت سرشان آمد و آنها پیروز شدند؛ پیروزیای قاطع، نه پیروزیای اجمالی. نهصد و هفتاد نفر در مقابل سیصد و سیزده نفر قرار گرفتند؛ هفتاد نفر از مشرکان کشته و هفتاد نفر اسیر شدند، بزرگانشان از بین رفتند و سپاهشان مضمحل و سرخورده و سرشکسته به مکه بازگشت.
نقض قاعده در احد
حالا ببینید سال بعد چه شد. سال بعد، ابوسفیان چون شکست خورده بود، دوباره لشکرش را برداشت و به اطراف مدینه آمد (جنگ احد). در اینجا مسلمانان به آن قاعده عمل نکردند و در «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» ثابتقدم نماندند؛ یعنی آن گونه که باید و شاید دین خدا را یاری نکردند. ابتدا یاری کردند و پیروزیِ ابتدایی نصیب مسلمانان شد، اما بعد ماجرای معروف پیش آمد: پیامبر (ص) پنجاه نفر را به تنگه اُحد گماشت و فرمود: «شما هوای این تنگه را داشته باشید؛ اگر ما شکست خوردیم یا پیروز شدیم، شما اینجا را رها نکنید.» مسلمانان ابتدا پیروز شدند. اما وقتی دشمن دید که مسلمانان مشغول جمعآوری غنایم هستند، محافظان تنگه عقب ماندند. برخی کلاه با خودشان برداشتند، برخی زره برداشتند، برخی سپر برداشتند و سرشان بیپوشش ماند. فرماندهشان گفت: «بایستید، پیامبر(ص) چه فرمود؟» اما آنها ثابتقدم نماندند و آن بخشِ یاری دین خدا و پایداری را عمل نکردند. وقتی عمل نکردند، مشرکان از پشت حمله کردند و مسلمانان شکست خوردند. جالب اینکه هفت نفر از مسلمانان - و چه مسلمانی! مانند حمزه سیدالشهداء - به شهادت رسیدند. در این قسمت اول که «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» بود، ثابتقدم نماندند و بقیه نیز که شکستی اجمالی خوردند، به بالای کوه فرار کردند. تنها سه یا چهار نفر (از جمله حضرت علی علیه السلام و دو سه نفر دیگر) ثابتقدم ماندند و اسلام را از سقوط حتمی نجات دادند. این نیز شاید به خاطر آن است که مسلمانان در ابتدا و انتهای قضیه، مقداری «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» را عمل کردند و باعث نشدند اسلام سقوط کند و مشرکان عقبنشینی کردند. اینجا برخلاف جنگ بدر اتفاق افتاد، چون قاعده این است که آب باید به صد درجه برسد تا به جوش آید؛ قاعده این نیست که در هفتاد درجه به جوش بیاید. این قاعده باید عمل شود.
دو سال بعد (جنگ خندق) چه اتفاق افتاد؟ مشرکان مکه به تحریک یهود، نیروی عظیمی را که تا آن زمان در شبهجزیره جمع نشده بود، گرد آوردند تا کار مسلمانان را یکسره کنند. به قصد مدینه حرکت کردند. مسلمانان پیش از آمدنشان، به پیشنهاد سلمان فارسی، خندقی در جاهای نفوذپذیر کندند. مشرکان آمدند و پشت خندق قرار گرفتند. در اینجا لحظه به لحظه، مسلمانان «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» را در کندن خندق انجام میدادند. حتی نوجوانان آمده بودند همکاری میکردند و پیامبر (ص) برای تشویق آنها، از آنان سان میدید. همهی مردم حضور داشتند و خندق را کندند. پس از کندن خندق، کار تمام نشده بود؛ ممکن بود عدهای از خندق عبور کنند یا اسبها و بارهایشان را روی خندق بریزند و پلی ایجاد کنند. مسلمانان باید با کمال آمادگی، تیر به دست، آمادهی پرتاب در این طرف خندق میایستادند. مسلمانان به صف شدند و این «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» را عمل کردند. خطر بسیار بزرگی بود؛ اگر دشمن رد میشد، کار مسلمانان تمام بود.

از پیروزی جمل تا شکست صفین
حال این قاعده را به نبردهای عصر علوی (دولت حضرت علی علیه السلام) ببریم. ما سه جنگ در زمان حضرت علی داریم: جمل، صفین و نهروان. در جنگ جمل، طلحه و زبیر و عایشه در یک طرف بودند و حضرت علی در طرف دیگر. نیروهای عایشه بیشتر بودند و نیروهای حضرت علی کمتر. هر کس دو دو تا چهار تا میکرد، میدانست پیروزی با لشکر عایشه و طلحه و زبیر است. حتی شخصی شاخصی جشنی گرفته بود به نفع طرف عایشه و شعار میدادند که نتیجهی جنگ مشخص است؛ میگفتند حضرت علی گیر کرده، نه میتواند جلو برود و نه عقب بیاید (عقب بیاید آبرویش میرود، جلو برود شکست میخورد و کشته میشود). یعنی با حساب دو دو تا چهارتای ریاضی، شکست سپاه حضرت علی در جنگ جمل محرز بود برای کسانی که با نیروها، ادوات و تعداد افراد آشنایی داشتند. اما چه شد؟ یاران حضرت علی «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» را عمل کردند. ثابتقدم ماندند، پای ولایت ایستادند و گفتند: «ما هزینه میدهیم، از جان نمیترسیم، از مال نمیترسیم.» و پیروزی قاطع به دنبال آمد.
اما جنگ صفین برعکس اتفاق افتاد. ابتدا یاران حضرت علی واقعاً ثابتقدم بودند و پیروزیهای بسیار قابل توجهی کسب کردند. در «لیلةالهریر» واقعاً معاویه شکست خورد، چون مسلمانان «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» را عمل کردند. فردای لیلةالهریر، مالک اشتر نزدیک بود تیرک خیمهی معاویه را بر زمین بیاورد. اما ناگهان پایداری سپاه کوفه از بین رفت و تابآوری آنها تمام شد. فردی مانند اشعث بن قیس آمد و گفت: «بابا، تا کی بجنگیم؟ همه کشته میشوند.» اشعث و عدهای از سپاه کوفه که خسته شده بودند و تابآوری کم داشتند، همداستان شدند. با اینکه سپاه حضرت علی از نظر نظامی بر سپاه معاویه غالب بود، تعدادش بیشتر بود و کشتههای بیشتری گرفته بود و جنگ به خوبی پیش میرفت و لیلةالهریر به نفع حضرت علی تمام شده بود، فردای لیلةالهریر معاویه یک ساعت با شکست فاصله داشت، اما ناگهان سپاه کوفه شانه خالی کرد. پرچم «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» را بر زمین گذاشتند و قاعدهی «یَنصُرکُم» را خدا بر زمین گذاشت. سپاه شام، جنگ باخته را بردند.

اگر جلوتر بیاییم و در تاریخ همینطور پیش برویم، این بارها اتفاق افتاده است. در قیام حضرت مسلم (علیه السلام)، هجده هزار نفر جمع شدند و ثابتقدم ماندند و بیعت کردند و مراحل پیروزی را بسیار پیش رفتند. اما تابآوری نبود، ثابتقدمی نبود. این پرچم «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» را به دست نگرفته بودند و لرزیدند، لرزیدند، لرزیدند تا افتادند. سپاهی که هر آن ممکن بود پیروز شود، تابآوری نداشت و میدان را به ابن زیاد واگذار کرد. اما در قیام مختار، «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» بود و خداوند یاریاش کرد.
تابآوری شرط تحقق نصرت الهی
پس این قاعده است. کسانی که تربیت قرآنی دارند - مانند رهبر شهید سیدالشهدای عصر غیبت، حضرت آیت الله العظمی خامنهای که گاهی میفرمودند «قطعاً پیروزی است» چون این قاعدهها را میدیدند - میدانند که تربیت قرآنی میگوید: «شما این کار را بکنید، خدا آن کار را میکند.» تا این زمان، مسلمانان ایرانی خوب ایستادهاند و «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» را عمل کردهاند. همین شبها شما ببینید: هم نیروهای نظامی ما و هم مردم ما، واقعاً «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» را اگر صد درجه باشد، صد و پنجاه درجه عمل کردهاند؛ یعنی بالاتر از ظرفیت. در پنجاه شب متوالی، مردمی که شبها غذای شامشان را خورده یا نخورده رها میکنند و پرچمها را برمیدارند و به خیابان میآیند. در شهرهایی که پیش از این، بیست و دو بهمن پانصد نفر بیرون میآمدند، الان هر شب دو هزار نفر بیرون میآید. در شهرهای بزرگتر، جمعیت میلیونی است و در بعضی شهرها جمعیت بالای صد هزار نفر است. این «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» است که مردم واقعاً بیش از آنچه هست عمل کردهاند. اگر این تابآوری ادامه پیدا کند (دقت کنید که این «اگر» را باید مواظب باشیم) و این پایداری و «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ» ادامه پیدا کند، قطعاً خداوند «یَنصُرکُم» را محقق خواهد کرد، ان شاء الله.
تهیه و تنظیم: نقی امینی، حسین پاشائی
مشاهده و دانلود فیلم










نظر شما